تبليغاتX
حضور سبز

 

یا مقلب القلوب و الابصار

 یا مدبر اللیل والنهار

 یا محول الحول والاحوال

 حول حالنا الی احسن الحال

 

فرا رسیدن سال نو عید نوروز بر همه مبارک باشد امسال سال نو با بقیه سالها فرق می کند چون ماه فروردین با ماه ربیع الاول همزمان شروع می شوند و ربیع در عربی به معنی بهار می باشد پس امسال بهار در بهار است بهار همگی مبارک باشد ان شالله بهار اصلی بیایند و تمام دلها را زنده کنند.

 

وقتی که هشتمین خورشید ولایت سال ها قبل از تولد فرزند عزیزشان حضرت مهدی(عج) به ما دستور می دهند تا دعا گوی فرزندشان باشیم آیا غفلت ما رواست؟

آیا این نشانه اهمیت این مسئله نیست؟

چه دعایی مهم تر از فرج می تواند دردهای ما را سامان بدهد؟

اما بیاییم این بار فرج را برای خودش بخوانیم .

تا برای همیشه از زندان غیبت نجات پیدا کند.

پس بیایید با امام هشتم هم آوا شویم و بخوانیم...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اصلح عبدک و خلیفتک بما اصلحت به انبیائک و رسلک و حفه بملائکتک و ایده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کل سوء و ‌أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا و لاتجعل لاحد من خلقک علی ولیک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوک و عدوه و اجعلنی من انصاره انک علی کل شئ قدیر.

 

منبع: بحارالانوار جلد۸۶ ص۲۵۱

 

+ نوشته شده توسط منتظران در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 18 |

 

صلوات خاصه حضرت رضا(ع)

 

اللهم صل علی ﻋﻠﻲ  بن موسی الرضا المرتضی الامام تقی النقی وحجتک علی من فوق الارضو من تحت الثری الصدیق الشهید و صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

 

ترجمه:

 

پروردگارا بر علی بن موسی الرضای برگزیده  درود و رحمت فرست آن پیشوای پارسا و منزه و حجت تو بر هر که روی زمین است و بر هر که زیر خاک است آن صدیق شهید درود و رحمتی فراوان و کامل و بالنده پی در پی و از پی هم و پیاپی همچون برترین درود و رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.

 

 

 امام رضا(ع)فرمودند:

هرکس مرا در سرزمینی که دور از خاندانم است زیارت کند روز قیامت در سه جایگاه حساس به فریادش می رسم تا از هراسهای آن نجاتش بخشم:

۱- هنگام دادن نامه های اعمال به دست راست و چپ مردم ۲- هنگان عبور ازصراط ۳- هنگام سنجش اعمال.

                                                            بحارالانوار جلد ۱۰۲ ص۲۳

 

آخر صفر مصادف است با شهادت آقا علی بن موسی الرضا(ع)

 

شهادت امام رضا(ع) را خدمت آقا امام زمان(عج) و شیعیان و دوستداران و پیروان آن حضرت تسلیت عرض می کنیم.

 

التماس دعا

 

یا امام رضا(ع) :

مپسند بار خواهش ما را به ذمه ات

سوگند می دهم به جواد الائمه ات

 

 

 

+ نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه 27 اسفند1385 و ساعت 21 |

 

فرا رسیدن ۲۸ صفر

 برابر با رحلت جانسوز رسول گرامی اسلام (ص)

و شهادت امام حسن مجتبی(ع)

را تسلیت عرض می کنیم.

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط منتظران در شنبه 26 اسفند1385 و ساعت 22 |

 

 یرد قالوب قانلی علم

یابن الحسن یابن الحسن

 

عاقبت، روزگار پرمرارت غيبت امام زمان(عج)به سر خواهد آمد و دوران پر شكوه ظهور و غلبه اسلام و توحيد و منتقم خون حسین فرا خواهد رسيد.

 فرارسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم

 

+ نوشته شده توسط منتظران در جمعه 18 اسفند1385 و ساعت 16 |

                          

                             اَلسَّلامُ عَلَي الْحُسَينِ وَ عَلي عَلِيّ بْنِ الْحُسَينِ

                           

                            وَ عَلي اَوْلادِ الْحُسيَنِ وَ عَلي اَصْحابِ الْحُسَينِ

 

هر كس كه حسيني است حقيرش مشمار

 

 در رتبه كبير است، صغيرش مشمار

 

عنوان  گدايي  درش  آقايي  است

 

  آقاست  گداي   او  فقيرش  مشمار

 

 

 

+ نوشته شده توسط منتظران در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت 23 |

 

 

فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم

فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم

فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم

فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم

فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنیم

 

 

+ نوشته شده توسط منتظران در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت 18 |

كيفيت زيارت جابربن عبدالله انصاري در اربعين

   بشارة المصطفي از اعمش عطيه كوفي نقل كرده است كه: با جابربن عبدالله انصاري(ره) به زيارت قبر امام حسين(ع) رفتيم چون وارد كربلا شديم جابر بر شط فرات رفت و غسل كرد و ازاري بست و ردائي بر دوش افكند ، كيسه معطري گشود بر تن خود پاشيد به هر گام ذكر خدا گفت تا نزديك قبر اباعبدالله الحسين(ع) رسيد، به من گفت:<مرا به آن قبر بچسبان> او را به قبر چسبانيدم و بي هوش روي قبر افتاد بر روي او آب پاشيدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: يا حسين،يا حسين،يا حسين و سپس گفت:< حَبيبٌ لايجيبٌ حبيبُهُ> <چرا دوست جواب دوست خود را ندهد.>

 

 سپس گفت:< از كجا مي تواني جواب گفت كه خون رگهايت بر گلوگاهت ريخته و ميان تن و سرت جدائي افتاده؟ من گواهم كه تو خير النسائي،چرا چنين نباشي با آنكه كف سيدالمرسلين تو را غذا داده و در دامن متقيان پرورش يافته اي و از سینه ايمان شير خورده اي و با اسلام از شير بريده شدي،به پاكي جان دادي و به پاكي زندگي كردي و دل مومنان از فراغت ناخوش است و در سرانجام نيكت ترديدي ندارد فعليك سلام الله و رضوانه، من گواهم كه تو بر همان روش رفتي  كه برادرت يحيي بن زكريا رفت سپس ديده گردقبرگردانيدو گفت: 

< اَلسَّلامُ عَلَيْكُم أيَّتُهاَ الأرواحُ الَّتيِ حَّْت بِفَناءِ قبر الحُسَيْنِ(ع) وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ، اَشْهَدُ اَنَّكُمْ اَقَمْتُمْ الصَّلواةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكوةَ وَ اَمَرْتُمْ بِالْمَعروُفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَجاهَدتُمُ المُلْحِدِينَ وَ عَبَدْتُمُ اللهَ حَتّي اَتاكُمُ اليَقينُ>

 

    <بحق آنكه محمد(ص) را به راستي فرستاده ما هم در مبارزه اي كه  شما كرديد شريك هستيم.>

     عطيه مي گويد:< گفتم: چطور شريكيم؟ ما كه به پستي و بلند زمين برنيامديم و شمشيري نزديم و اين شهدا سرو تن دادند و از اولاد خود جدا شدند و زنهايشان بيوه شدند؟>

   گفت: اي عطيه از حبيب خود رسول خدا(ع) شنيدم كه فرمود:

< منْ اَحَبَّ قُوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَمَنْ اَحَبَّ قَوْمٍ اُشْرِكَ فُي عَمَلِهِمْ>[1]

<هر كه مردمي را دوست دارد با آنها محشورشود و هركس كار قوي را دوست دارد شريك كار آنها باشد.>

 

 قسم به آن كه محمد(ص) را به راستي فرستاد، نيت من نيت اصحابم هماني است كه حسین و اصحابش بر آن رفتند، مرا ببريد طرف خانه هاي كوفه، چون قدري راه راطي كرديم گفت:<اي عطيه به تو سفارش كنم ، چون گمان ندارم بعد از اين سفر با تو برخورد داشته باشم دوستان آل محمد را دوست دار، چه قدر انها را دوست دارم، دشمنان آل محمد را دشمن دار كه دشمن داشتني هستند اگر چه روزه گير و شب زنده دار باشند ، با دوست آل محمد مهربان باش كه اگر از فزوني گناه قدمي از انها بلغزد و قدم محبت آنها بر جا بماند، و دوست آنها به بهشت برگردد و دشمن آنها به دوزخ.>[2]

 



1- بحار النوار  ج65  ص130

2- ترجمه نفس المهموم تأليف حاج شيخ عباس قمي  ترجمه آيت الله محمد باقر   كمره اي  ص741-739

+ نوشته شده توسط منتظران در یکشنبه 13 اسفند1385 و ساعت 14 |

 

گرفته باز دل خسته ام بهانه تو

به دل نشسته امید و به لب ترانه تو

تویی تو، رویش سبز بهار کز قدمت

به دشت سینه ما سر زده جوانه تو

تویی که کعبه به بوی بهار دلجویت

طواف می کند امشب به گرد خانه تو

تو جلوه گاه سپیده دمی که می جوید

دوچشم منتظرم در افق نشانه تو

تویی رضا(ع)که رضای خداست در نظرت

چنان که هست رضا خالق یگانه تو

تو مأمن دل خلقی که از همه عالم

زده است زورق دل تکیه بر کرانه تو

چه رفعتی است تو را ای عطیه داور

که سر نهاده دوعالم بر آستانه تو

من آن کبوتر دلخسته ام که از چندی است

گرفته خو دل و جانم به آب و دانه تو

دگر نوید زمولا چه حاجتی داری

اگر قبول فتد نزد او ترانه تو

 

حمید خطیبی(نوید)

 

 

+ نوشته شده توسط منتظران در شنبه 12 اسفند1385 و ساعت 20 |

 

اصلا این طور نیست که پیش امام رضا(ع)، دکتر و مهندس با کارگر و کارمند فرق داشته باشد، یا اگر کسی قشنگ تر حرف بزند بیشتر مورد توجه باشد.

مهم این است که حرف دلش را بزند، حرف دل شکسته اش را. پیش خدا همین ها ارزش دارد.

 

درد دل یتیمی یا علی بن موسی الرضا(ع)

مولای من! غربتت را پرستوهای مهاجر یک سرزمین می فهمند و نگاه نافذت را چشمی می بیند که چشم دل باشد نه چشم سر.

و صداقت کلامت، سخن گفتن را برایمان مشکل می سازد.

چه سخت است برای کودکی یتیم، گره خوردن دست فرزندی در دست مادرش.

من یتیمم یتیم از نگاه مهربان مادری، یتیم از محبت دلسوزانه پدری، اما در آستان شما ای پدر یتیمان، دلم نمی گیرد.

زبان قاصرم را تاب توصیف نیست و انگشتانم، ناتوان از قلم زدن مقامت.

آن زمان که دلم باز می گیرد، هوای حرمت به سرم می زند و خود را چون مجنونی می بینم که برای دیدار ..........

همیشه دوست داشتم کبوتری بودم که بر آستان خانه ات به پرواز در می امدم و میهمان و ریزه خوار خوان کرمتان می بودم.

اما میهمانی که من میزبان می بودم و به جای آن که شما سفره ای برایم پهن می نمودید من سفره دلم را می گشودم.

اماما!

مقامتان آنقدر بزرگ و عظیم است که چشمان کوچکم فروغ نگاهش را در حجم خود نمی تواند درک نماید. در آن هنگام که افق چشمانم با انوار پرفروغ گلدسته ها درهم  فشرده می شود و در آن هنگام که انگشتان ناتوانم، ضریح مطهر را در آغوش می کشد، احساس می کنم چقدر وجودتان برایم تسکین بخش است. زیرا همیشه اثرات گرمش بر وجودم، داغ مهر شما را خواهد فشاند.

و حال که از شما دورم جای پای محبت شما بر کوچه های پر پیچ و خم ذهنم قدم می زند و از شما خواستارم تا آن جا که دوست داشتن را مرزی نیست، یاریم کنید و دایماً بر لبانم این بیت نقش بسته است:

نیمه شب صورت خود روی خدا خواهم زد

از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد

 

بدان که سند پاکی و صافی را آسمان امضا می کند و زلالی قلبت را دریا!

 

التماس دعا

هفته نامه حرم شماره۲۰ آستان قدس رضوی

 

+ نوشته شده توسط منتظران در سه شنبه 8 اسفند1385 و ساعت 15 |
 

  نگاهی به رفتارهای زیارتی مرحوم علامه طباطبایی(ره) در حرم حضرت رضا(ع)

 

علامه می فرمودند: همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا(ع) محسوس است.

و در نقلی دیگر بیان می کردند: همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند ، اما رأفت حضرت رضا(ع) ظاهر و واضح است.

و نیز می فرمودند: انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام (ع) رأفت می بارد.

ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می گفت: با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت ، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم ...

او می گفت : من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم ...

آقازاده شان نقل می کردند در سال آخر حیاتشان به دلیل کسالتی که داشتند و بنا به تاکید و توصیه پزشک نمی خواستیم به مسافرت مشهد برود. پس از مراجعت از مشهد، به ایشان گفتم سرانجام به مشهد رفتید، فرمود: پسرم جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد.

علامه طباطبایی وقتی به مشهد مشرف می شد، از وی تقاضا می کردند که در خارج از مشهد به دلیل اعتدال هوا محل سکونت خویش را قرار دهد و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد، ابداً قبول نمی کردند و می فرمودند: ما از پناه امام هشتم جای دیگر نمی رویم.

یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گوید: هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه(ع) بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرف می شدند و تابستان را در انجا می ماندند وقتی وارد صحن حضرت رضا(ع) می شدند، بارها که در خدمتشان بودم و می دیدم که دستهای مرتعش را روی آستانه در می گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را می بوسیدند، گاهی از محضرشان التماس دعا درخواست می شد می گفتند: بروید از حضرت بگیرید؛ همه چیز آنجاست.

زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن ها را تشنیع می کرد. وقتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرمود: اگر منع مردم نبود، من از دو مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم.

و روزی در صحن حرم امام رضا(ع) شخصی به علامه عرض کرد: از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم. علامه فرمود: زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است.

یک بار علامه می خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض شد: آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید. فرمودند: خوب، من هم یکی از شلوغ ها!.و رفتند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجهف هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. وقتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: چطور بود؟ فرمودند: خیلی خوب بود! لذت بردم!

در مورد رافت حضرت امام رضا(ع) حضرت امام کاظم(ع) می فرمایند

جدم و پدرم علیهم السلام به خوابم امدند و درباره مادر امام رضا(ع) به من فرمودند: تو از وی فرزندی خواهی یافت که خداوند به دست او عدل و رافت و رحمت خود را آشکار خواهد کرد.

حجت الاسلام معزی نقل می کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحن های حرم رضوی علیه السلام گام می زدم و به بارگاه امام علیه السلام می نگریستم اما داخل رواقها و روضه نمی رفتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود: حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟

نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی(ره) است. عرض کردم: خجالت می کشم با این اشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه علامه فرمود: طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای اینکه بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفای آل محمد- علیهم السلام- است. داخل شو که امام رضا (ع) طبیب الاطباء است.

 

منبع : هفته نامه حرم: شماره ۱۱۲ آستان قدس رضوی

 

اگر دلتان شکست  التماس دعا

+ نوشته شده توسط منتظران در پنجشنبه 3 اسفند1385 و ساعت 18 |