بعد حیوانی انسان را اگر مورد ارزیابی و سنجش قرار دهیم باید بگوئیم شقی بالفطره است، در ذات او شقاوت نهفته است.
هر کدام از غرائز حیوانی انسان را که مجموعا قرآن کریم به نفس اماره تعبیر می کند اگر شما سنجیده و در مقام ذات آنها نظر کنید ، می بینید شقاوت در ذات او نهفته و کار او شر استو در شرارت حد یقف ندارد. به آنجا می رسد که اگر غریزه جنسی خدای نکرده بر او غلبه کرد نه تنها حرمسرا تشکیل می دهد بلکه همیشه چشمش بدنبال نوامیس مردم است. اگر خدای نکرده غریزه حب به مال دنیا او را مهار کند ، اگر کره زمین را یکجا به او بدهند باز چشمش دنبال این است که کره دیگری را بدست اورد ، برای اینکه مقداری سعه ملکی او بیشتر شود. اگر غریزه حب به ریاست او را مهار کند، دیگر حاضر است دو سوم مردم جهان را بکشد ، برای اینکه بر یک سوم جهان حکومت کند. شما اگر در وضعیت دنیای امروز مطالعه کنید ، می بینید علم را وسیله غارت محرومان و نوشیدن خون ضعیفان ساخته اند،اینگونه است ، شرق اینگونه است و غرب نیز همینطور.
امروز اینگونه است، فردا هم همینطور ، این حرکت تا جایی ادامه می یابد که همین علم باعث نابودی خودش بشود. تکنولوژی ریشه این تمدن را بسوزاند والا روز بروز بدتر میشود و بقول رهبر عظیم الشأن انقلاب آیت الله خامنه ای(حفظه الله) ، وقتی به ذات این بعد حیوانی نگاه کنیم ، می بینیم ذاتش شر و کارش نیز شر و بالاخره بعد از آنکه مرتکب شر شد ، خود را تشویق و تحسین هم می کند. می گوید: آفرین! خوب آدم کشتی! دکمه شلیک موشک را می فشارد و چندین هزار زن و بچه و پیرمرد بی گناه را خاکستر می کند، آنگاه می خندد و با کمال صراحت می گوید خوب کاری کردم.
اگر خداوند توفیق عنایت کند و انسان بکوشد بعد حیوانی خود را کنترل کند و آنرا نظیر یک اسب چموش ، دهنه زده و بر آن سوار شود، اگر آدمی فعالیت کند و به کمک مدد الهی بتواند آن بعد رحمانی را بر بعد حیوانی غلبه دهد، می تواند بر این اسب چموش سوار شده و تیزتک تا مقصد براند .
مقصدش کجاست؟ این اسب چموش به منزله براق او می شود و او را تا جایی می برد که فرشتگان مقرب اجازه حرکت در ان وادی را ندارند.
اگر بتواند سوار این براق بشود، براقی که جبرئیل ندارد ، براقی که ملک مقرب خدا ندارد و بخاطر همین نداشتن ، استکمال هم ندارد ، می تواند بسوی قله کمال عروج کند. فرشته نمی تواند به این حد عروج کند زیرا نحوه وجود او ، وجود استکمالی نیست ولی انسان می تواند .امکان عروج انسان تنها از ناحیه بعد رحمانی اش نیست، هرگاه بعد رحمانی بر بعد جسمانی مسلط شود و اسب چموش نفس را دهنه بزند و بمنزله براق برآن سوار شود، آنگاه عروج می کند.
از جمادی می میرد و نامی می شود، از نامی می میرد، انسان می شود.
اما اگر بعکس شد یعنی اگر بعد حیوانی ، انسان را مهار کرد، چه می کند؟ به جای اینکه عقل، شهوت را استخدام کند ، شهوت ، عقل را به کار می گیرد. به جای اینکه وجدان اخلاقی ، آن بعد حیوانی را استخدام کند تمایلات حیوانی نظیر پول پرستی ، عقل را و آن بعد رحمانی را کنترل می کند و آن هم سوار می شود ، سوار اسب نجیب می شود. آنگاه این اسب نجیب ، نانجیب می شود، لذا این اسب نجیب را به صورت و به رنگ خود در می اورد.چه می شود؟
قرآن می گوید از هر میکروبی پست تر و زیانبخش تر می شود.
" همانا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و گنگانی هستند که خرد نمی ورزند. " سوره انفال آیه۲۲ .
منبع :عوامل کنترل غرایز در زندگی انسان آیت الله حسین مظاهری
+ نوشته شده توسط منتظران در دوشنبه 25 دی1385 و ساعت
16 |