اي نگار دلم با وفا مهدي جان
مولا شما ما را فراموش نكنيد
سلام آقا جان
سلام مولاي من
سلام پدر بزگوارم
سلام آرام جانم و باز سلام ....
از شما معذرت مي خواهم كه اينگونه راحت و بي مقدمه با شما حرف مي زنم .... راستش را بخواهيد خسته شده ام و به دنبال دل درد مندي مي گردم كه با او درد دل كنم و سنگ صبوري نيافتم جز شما. مي دانم كه مي دانيد در دل من چه مي گذرد و از اين بابت تسلا مي يابم ، اما گاهي اوقات احساس خفگي وخفقان مي كنم.احساس مي كنم قلبم را مي فشارند و استخوان هايم را خرد مي كنند .مي دانم كه مي دانيد دنيا برايم تنگ وتاريك شده و اكثر مردم دنيا برايم چون .... دلم به حال خود بيچاره ام مي سوزد كه شما را فراموش كرده ام و هزارگاهي چون امشب به يادتان مي افتم و با خود مي گويم : « اي بيچاره ... مولايت هر روز به ياد توست و براي تو دعا مي كند ... تو چه كردي براي مولايت؟» آيا به يادش بودي ؟ آيا لحظه اي با خود فكر كردي كه مولايت كجاي اين عالم است و چه مي كند؟ آيا ظهورش را از خدا طلب كردي ؟ آيا ....؟و در آن لحظه عرق شرم است كه به من مي گويد چه هستم وچه مي كنم ... امشب نيز دلم از دست خودم و مردم كوچه وبازار ... گرفته بود. مي دانيد چرا؟ به خاطر اينكه در روزمرگي خود غرق شده ايم و خيلي چيزها را فراموش كرده ايم. به خاطر اين كه حلال خدا را حرام كرده ايم و حرام خدا را حلال . به خاطر اينكه ظاهرمان را آباد كرده ايم و نهانمان را ويران ... و هزار دليل و اما و اگر ديگر ...
آقا جانم ترو به خدا ما را حلال كنيد. حلالم كنيد، حلالم كنيد ،بخشش از بزرگان است.نگوييد نيمشه آقا به خاطر مادرت حضرت زهرا (س) حلالم كنيد.حلالم كنيد، زيرا كه خود مي دانم كه چه هستم و كه هستم . برايم دعا كنيد كه اگر به دعاي خير شما نبود فقط خدا مي دانست كه اكنون در چه حالي و در چه جايي بودم .
اي مهربانم مولاي من ...
درست است كه ما شما را فراموش مي كنيم و به وقت گرفتاري و درد مندي به يادتان مي افتيم ، اما شما ما را فراموش نكنيد و دعاي خيرتان را بدرقه مسير پر پيج و خم و پر خطر زندگيمان كنيد تا ان شا الله بتوانيم ذره اي از محبت شما را درك كنيم و طعم زندگي واقعي را كه همان محبت شماست ، بچشيم .
آقا دلم خيلي گرفته ، از خودم خسته شده ام نمي دانم چه خاكي به سرم بريزم آخه چكار كنم ديگر صبر و قرارم را از دست داده ام آقا كمكم نمي كنيد .....
تو كه آخر گره را وا مي كني يا مولا يا مولا
پس چرا امروز و فردا مي كني يا مولا يا مولا
تو كه مي داني چه هستم پس نگذار به بيراهه بروم آقا نكنه دستمو رها كني بخدا بيچاره ميشم نگذار آن گناهاني كه در خفا كردم آشكار شود مولا جانم ميداني كه همه اميدم تو هستي پس اميد منو به نااميدي مبدل نكن آقا به جان مادرت زهرا ديگه نازو كم كن و بيا آقا ببين دل شكسته ام، مرحم اين دلهاي شكسته را فقط تو مي تواني شفا دهي مولاجان به فرياد اين دلهاي شكسته برس، ديگه از انتظار كشيدن خسته شدند.
منتظرم منتظر مسافرم زود برسه
يه صبح جمعه از سفر مهدي موعود برسه
كي ميشه از كعبه بياد طنين آهنگ صداش
تاج تموم هستيمو يه جا بريزم پيش پاش
خسته زروزگار هجر برلبم امن يجيبه
بيايد براش دعا كنيم كه خيلي آقا غريبه
+ نوشته شده توسط منتظران در سه شنبه 10 مرداد1385 و ساعت
23 |